X
تبلیغات
وکیل جرایم سایبری

دو یادداشت

دوشنبه 27 آبان‌ماه سال 1387
1)

«باغ وحش جهانی»، سومین آلبوم گروه کیوسک، چند روزیست که منتشر شده، من هم که به شدت هوادارشان هستم، همان روز اول انتشار دست به دانلود ناجوانمردانه زدم و آلبوم را کامل، آن هم چند بار شنیدم. به یکی از دوستان فرنگ نشین سپردم یک نسخه از آلبوم ارجینال را بخرد و هر وقت آمد برایم بیاورد، یا اگر نیامد به بنده‌خدایی بدهد تا حالش را ببرد، تا کمی از عذاب وجدانم کم شود.

کارهای کیوسک، یا بهتر بگوییم آرش سبحانی، را از همان آلبوم اول پیگیری کردم و بیشتر ترانه‌هایشان را دوست دارم. سوژه‌های جذاب و نگاه تلخ اما طنزآمیزشان همیشه برایم جذاب و شگفت‌انگیز بوده، آنقدر جذاب که قافیه‌های غلط ترانه‌هایشان اصلا به چشم نیاید. جالب اینجاست که به مرور زمان اوضاع قافیه‌هایشان بهتر هم شده، انگار آرش سبحانی که ترانه‌سرای گروه هم است، به مرور زمان به ارزش موسیقایی قافیه بیشتر پی برده. بماند که آیا اصلاً در چنین کارهایی باید دنبال مسائل فنی ترانه بود یا نه!

از همه‌ی این‌ها گذشته، آشنایی آرش سبحانی با اوضاع و احوال داخلی و جزئیات سیاسی و اجتماعی، به ویژه وقتی پای اشارات طنزآمیز به وقایع سیاسی به میان می‌آید، آن هم با وجود دور بودن از ایران ستودنی است. (برای نمونه نگاه کنید به این ترانه)

پ.ن: قدیم‌ها برای آلبوم‌ها یا کتاب‌هایی از این دست، که مرتب می‌شنیدم یا می‌خواندمشان، از عبارت آلبوم یا کتاب بالینی استفاده می‌کردم، این‌روزها باید بگویم «باغ وحش جهانی» آلبوم ماشینی‌ام شده و هر وقت در در حال رانندگی هستم آن را گوش می‌کنم.
 
پ.ن۲: وقتی «محسن نامجو» خواننده‌ی مورد علاقه‌ات باشد و «کیوسک» گروه مورد علاقه‌ات، بهترین اتفاق دنیا تراک «یارم بیا»ی آلبوم «باغ وحش جهانی» است!
 

2)

مدت‌ها بود از شادمهر ناامید شده بودم. ملودی‌هایش دیگر آن احساس گذشته را نداشت، انتخاب ترانه‌هایش هم، جز یکی دو مورد، افتضاح بود. ترانه‌های خوب را هم، مثل مشکوکم، بلایی سرشان می‌آورد که خود ترانه‌سرا هم آن را به جا نمی‌آورد. تا «تقدیر» را شنیدم. اگر می‌شود برای گل‌های فوق‌العاده‌ زیبای فوتبال از عبارت «سوپرگل» استفاده کرد، باید بشود چنین ترانه‌هایی را «سوپرترانه» نامید! ترانه‌ای که روی کاغذ تنها بخشی از زیبائیش را به رخ می‌کشد و وقتی با یک ملودی خوب همراه می‌شود یک خواننده‌ی خوب اما به  قهقرا رفته را دوباره زنده می‌کند. بخش‌هایی از این ترانه مثل «دلگیرم از این شهر ِ سرد، این کوچه های بی‌عبور/وقتی به من فکر می کنی،حس می کنم از راه ِ دور» و «آخر یه شب این گریه ها/سوی چشامو می بَره/عطرت داره از پیرهنی/ که جا گذاشتی می پره!» عالیست! همکار خوبم، خانم مونا برزویی، در این ترانه به خوبی حسی عمیق را بی‌آنکه دست به حرکات محیرالعقول فرمی بزند منتقل کرده و این مسئله در روزگار «فرم‌زده»ی ما چیز کمی نیست! تنها همیشه در مورد ترانه‌های مونا برزویی حسرتی عمیق با من بوده، حسرت اینکه چرا این‌همه حس باشکوه خانمانه
را (به عمد از تعابیر دخترانه یا زنانه استفاده نکردم) نباید با صدای یک زن بشنویم! درست است که نمی‌شود برای احساسات عاشقانه، جنسیت قائل شد، اما من، با دریافتی کاملا شخصی، بسیاری از سطور ترانه‌های خانم برزویی، مثل بخش‌هایی که در بالا نقل کردم و بخش‌هایی از یک ترانه‌ی خوب دیگرشان، کوه، را خانمانه می‌بینم و با وجود اجرای خوب خوانندگانشان- در مورد کوه، علی لهراسبی- دوست‌تر می‌داشتم آن‌ها را با صدای یک خواننده‌ی زن بشنوم. شک ندارم در مورد سطرهای زیر تاثیرگذاری ترانه دوچندان می‌شد:

«منم اونکه تو رو داده به مهتاب!

کسی که روتو می‌پوشونه  تو خواب

کسی که واسه آغوش ِ تو کم نیست

می خوام یادم بره.. دست خودم نیست!»

شک ندارم حتا اگر ترانه‌سرای سطور بالا را نمی‌شناختم، می‌توانستم حدس بزنم که یک خانم آن‌ها را نوشته. فراموش نکنیم در روزگاری که زنان ترانه‌سرا، با حسی مردانه می‌نویسند، وجود ترانه‌سرایانی مثل مونا برزویی غنیمت است. برای او آرزوی موفقیت بیش از پیش و روزهایی سرشار از ترانه‌های شاد عاشقانه دارم.

رضا یزدانی بر روی صحنه

چهارشنبه 15 آبان‌ماه سال 1387

 رضا یزدانی خواننده‌ی خوبی‌ست. گذشته از رفاقت چند ساله- که او رفیق خوبی هم هست- کارهایش را بسیار دوست دارم. صدای خش‌دار و گرفته‌اش، که خوشبختانه بوی تقلید نمی‌دهد و مال خودِ خودش است، هم به ترانه‌های عاشقانه می‌آید و هم ترانه‌های اجتماعی و معترض! از همان شبی که در پیاده‌روهای یوسف آباد، ماکت اولیه‌ی کارهایش را از آن واکمن تاریخی یغما گلرویی شنیدم، هوادار صدایش شدم. بعدها فهمیدم که پیش از آن آلبومی از غزل‌های مولانا به نام «شهر دل» نیز از او منتشر شده. هرچند برای من رضا یزدانی از «پرنده بی پرنده» شروع شد. آلبومی که در ابتدا «غیرمجاز» نام داشت و بعدها «پرنده بی پرنده» شد. در حال و هوای موسیقی آن روزها، «پرنده بی پرنده» مثل معجزه بود. بماند که بعدها به این نتیجه رسیدم که تنظیم‌های حمید صدری چندان هم راک نبوده و بعضی تاکیدات رضا روی واژه‌هایی مثل «شب» بیش از اندازه بوده و... هرچه که بود «پرنده بی پرنده» با «کافه نادری» و «لاله‌زار» به حافظه‌ی جمعی عده‌ای پیوست که در آن وانفسا -چه فرقی می‌کند اگر بنویسم این وانفسا-  به دنبال موسیقی و شعر و صدای متفاوت بودند. رضا یزدانی و یغما گلرویی برای دو ترانه‌ی این آلبوم، جردن و لاله‌زار کلیپ هم ساختند. اما متاسفانه این کلیپ‌ها، به دلیل کیفیت پایین، کمکی به بیشتر شنیده شدن ترانه‌ها نکرد تا رسیدیم به آشنایی مسعود کیمیایی با این آلبوم و علاقه‌مندی او به صدای رضا...
بازی در فیلم «حکم» و خواندن ترانه‌های فیلم، به ویژه ترانه‌ی درخشان «حکم» بر روی ملودی «لاله‌زار» باعث شد رضا یزدانی بیش از پیش دیده و شنیده شود. فروش آلبوم «پرنده بی پرنده»، چند سال پس از انتشار اولیه، ناگهان اوج گرفت و رضا یزدانی به یکی از خوانندگان موفق روز بدل شد. بعد از «حکم» رضا در «رئیس» هم نقش خود را بازی کرد و خواند. گذشته از کیفیت سینمایی این دو فیلم، که شخصاً هیچ کدام را نمی‌پسندم، حضور موسیقی و صدای متفاوت رضا یزدانی در سینما اتفاق خجسته‌ای بود.
آلبوم بعدی رضا یزدانی «والیوم ده» نام داشت که به دلیل مجوز نگرفتن این قطعه، به «هیس» تغییر نام داد. این‌بار رضا، علاوه بر ساخت ملودی‌ها، تنظیم را خود بر عهده گرفت. در ادامه‌ی همکاری او با یغما گلرویی، تمام ترانه‌های این آلبوم همچون «پرنده بی پرنده» از کارهای یغما بود. ترانه‌های «برج»، «شمال» و «کارتون» بیش از دیگر ترانه‌های این آلبوم مورد توجه قرار گرفت.
آلبوم تازه‌ی او باز هم ترانه‌های یغما، و این بار تنظیم دوست خوب دیگرم، بهروز پایگان آماده شده و در انتظار مجوز ارشاد است. گویا قرار است نام آلبوم «نگران خودمم» باشد. او در کارهای تازه‌اش متفاوت‌تر از دو آلبوم قبل خوانده‌، موسیقی هم با تنظیم بهروز حال و هوایی دیگر دارد. نمی‌دانم کی این کار به بازار می‌آید، اما بی‌تردید شنیدنش را به همه توصیه می‌کنم...
**
همه‌ی این‌ها را گفتم که به اینجا برسم که «رضا یزدانی» برای نخستین بار به صورت رسمی بر روی صحنه خواهد رفت. از 17 تا 22 آبان او به همراه مانی رهنما، علی‌رضا عصار و مهران مدیری در سالن وزارت کشور کنسرت خواهد داشت. علی‌رغم برخی حاشیه‎‌های عجیب و غریب این کنسرت، امیدوارم حضور این هنرمندان در کنار هم کمکی به اوضاع به هم ریخته‌ی موسیقی پاپ کند. برای «رضا یزدانی» عزیز هم از ته قلب آرزوی موفقیت دارم. امیدوارم بعد از رفتن به این کنسرت مجالی دست دهد تا گزارش مختصری از آن را اینجا بنویسم.
**
پ.ن: برای رزرو و خرید آنلاین بلیت می توانید به این سایت مراجعه کنید. 

پ.ن۲: الان که این مطلب را می‌نویسم دو ماه از کنسرت رضا گذشته، در گشت و گذارهای اینترنتی به این دو وبلاگ و خاطره‌ی نویسندگان خوبش از کنسرت رضا رسیدم. شما هم بخوانید. جالب است: 

من و ام اس 

رضا یزدانی و من

شش

یکشنبه 5 آبان‌ماه سال 1387

من: دهکده‌ها نبض حقایق هستند
او: مردم ده با تو موافق هستند
ناگاه صدای خیس رعدی پیچید:
باران که بیاید همه عاشق هستند  

«ایرج زبردست»