X
تبلیغات
وکیل جرایم سایبری

به جای بهاریه

چهارشنبه 26 اسفند‌ماه سال 1388

هر سال، این روزها، در وبلاگم بهاریه‌ می‌نویسم. امسال به جای آن، این چند شعر بهاری تقدیم به همه‌ی دوستانی که چشم به امید بهار پیش رو دارند، با دلی امیدوار و قلبی صبور و قدم‌هایی با استقامت!
ناگفته پیداست که این شعرها و تمام شعرهای عاشقانه‌ام پیشکشی‌ست به همسرم،روشنک، که روشنایی همیشه‌ی زندگی‌ام بوده و هست.... و کودکی که در راه است!

نه!
سال تحویل نشده
تو را دیده ماهی قرمز
که جُم نمی‌خورد!
××
دق می‌کند
شاخه‌نبات از حسادت
حافظ را که به دست می‌گیری!
××
آسمان به زمین نمی‌رسد
اما دیدن اشک‌های تو هم ساده نیست
گل‌ها را تو آب بده
پیازها را من پوست می‌کنم!
××
به خانه خوش آمدی
بنفشه‌ی من!
بهار به پیشوازت هفت‌سین چیده

حسن علیشیری
اسفند 1388

نقطه. سر خط

شنبه 18 مهر‌ماه سال 1388
از سال 1380 که اولین وبلاگم را با نام «بی‌سرزمین‌تر از باد» در پرشین بلاگ راه انداختم، تا امروز، چند بار وبلاگ‌نویسی را کنار گذاشته‌ام و دوباره فکرش به سرم زده و از نو شروع کرده‌ام. «گزاره» در بلاگفا و همین وبلاگ با نام «رادیو سکوت» در بلاگ اسکای تجربه‌های بعدی وبلاگ‌نویسی‌ام بوده‌اند. هر بار به امید اینکه جدی‌تر و در موضوعات متنوع‌تری بنویسم وبلاگی را شروع کرده‌ام اما زودتر از آنچه تصور کرده بودم، کم آورده‌ام و فقط هر ازگاهی با شعری یا ترانه‌ای وبلاگم را به‌روز کرده‌ام.
این وبلاگ تعطیل کردن‌ها و دوباره از نو شروع کردن‌ها بی‌تردید تابعی از شرایط روحی و کاری و... بوده است، هر چند همیشه برای تنبلی در نوشتن بهانه فراوان است. گذشته از این‌ها برای من که بیش از هشت سال است با نام واقعی‌ خودم –و نه اسامی مستعار- در اینترنت فعالیت کرده‌ام، وبلاگ‌نویسی نوعی به نمایش گذاشتن همگانی روحیات و علائق و نقطه‌ضعف‌هایی است که هم به پیدا کردن دوستان جدید و خوب منجر شده و هم به زیرآب خوردن‌های آنچنانی! تا حدی که آدم خودسانسورگری مثل من را هم چند باری اساسی گرفتار کرده.
مختصر اینکه دوباره این وبلاگ را فعال کرده‌ام. اسمش را به «گلادیاتوری با خودکار بیک» تغییر داده‌ام –شاید باز هم آن را عوض کنم، خیلی در قید و بند اسمش نیستم- امیدوارم اینجا بتوانم بیشتر و بهتر بنویسم.

××
این هم شعر کوتاهی برای شروع:

گوسفندها را
یک به یک سر می‌بری
اما دریغ از اندکی خواب
                        آقای قصاب!

پرسش

شنبه 2 خرداد‌ماه سال 1388

 در کدام بهار
سبز می‌شود این چراغ قرمز؟!
چند واژه مانده تا
اتمام این جدول نیمه‌تمام؟!
کجا حرف‌های مشترک ما به هم می‌رسند؟!

در نبودن تو

چهارشنبه 23 اردیبهشت‌ماه سال 1388

تو اگر نبودی
شعر هذیان بود
جای پرنده در لغت‌نامه خالی می‌ماند
نسل فرشته‌های بی بال منقرض می‌شد
خواب نوزادانِ انگشت به دهان مختل بود

 

اگر تو نبودی
شب از خود می‌گریخت
خانه بوی نان نمی‌داد
ترانه جز به نت سکوت زمزمه نمی‌شد
ارتباط با معشوق مورد نظر امکان‌پذیر نبود

 

تو نبودی اگر
جهان روی گسل زلزله بود
جاده‌ها به دره می‌افتاند
درخت‌ها برای هم کبریت می‌کشیدند
آرامش را باید از بازار سیاه می‌خریدیم

 

نبودی تو اگر
تو اگر نبودی
نبودی اگر تو
تو نبودی اگر
اگر تو نبودی
زبان به هم می‌ر
                        ی
                    خ
                   ت.
فارسی پنج حرف کم داشت!
 

(ح.ع)