X
تبلیغات
رایتل

بیوگرافی (زندگینامه) حسن علیشیری

چهارشنبه 27 اردیبهشت‌ماه سال 1396

حسن علیشیری- متولد 1360، تهران

-         دانش‌آموخته‌ی زبان و ادبیات انگلیسی (دانشگاه آزاد اسلامی کرج) و دانشجوی کارشناسی ارشد مدیریت رسانه (دانشگاه پیام نور-تهران غرب)

-         شاعر، ترانه‌سرا، مترجم و روزنامه‌نگار

 

فعالیت‌های فرهنگی-هنری:

-         نویسنده و کارشناس مجری برنامه‌های فرهنگی هنری رادیو البرز (کرج) 1386-1388

-         مدیر اطلاعات و برنامه‌ریزی رادیو البرز (1387-1388)

-         کارشناس ادبی، هنری رادیو ایران‌صدا، فرهنگ و ایران (1388-1395)

-         مدرس زبان انگلیسی و کامپیوتر در آموزشگاه‌های کرج (مجتمع فنی تهران، دیباگران و کیش وی 1382-1389)

-         عضو خانه ترانه (از سال 1380)

-         عضو سرای اهل قلم

-         همکاری با خوانندگانی رضا یزدانی، شادروان ناصر عبدالهی، حامی، مازیار فلاحی و...

-         همکاری با نشریات فرهنگی و هنری در زمینه‌ی نقد ترانه، موسیقی، سینما و ترجمه

-         برگزاری کارگاه ترانه به مدت 4 سال (در تهران، اصفهان، شیراز، اهواز و...)

-         ویراستار بیش از 22 عنوان کتاب

 

کتاب‌های منتشر شده:

-         می‌بوسمت ای ماه! (مجموعه ترانه) انتشارات دارینوش 1383

-         خاطرات آدم و حوا به روایت مارک تواین (ترجمه) انتشارات دارینوش 1384 (3 نوبت چاپ تا 1395)

-          ما اهل هم بودیم... (مجموعه ترانه) انتشارات فصل پنجم 1393 (دو نوبت چاپ تا 1395)

 

داوری‌ها

-         جشنواره جوانه رادیو جوان- داور بخش وبلاگ‌ها- سال 1393

-         جشنواره نجات تیمره (موسیقی راک) - داور بخش ترانه- سال 1395

جشنواره فرهنگی وزارت بهداشت- داور بخش ترانه- سال 1396 

اصول شکسته نویسی

یکشنبه 8 دی‌ماه سال 1392

«شکسته‌نویسی» از مهم‌ترین ویژگی‌های ترانه است. اگر از معدود ترانه‌هایی که به زبان معیار نوشته می‌شوند بگذریم، زبان ترانه، عموماً زبانی محاوره یا شکسته است. بررسی قواعد شکسته‌نویسی و تدوین رسم الخطی واحد برای نگارش زبان شکسته همیشه از دغدغه‌هایم بوده و همه‌جا به دنبال یافتن مرجعی مناسب و پژوهشی علمی در این خصوص بوده‌ام. به جز تلاش قابل احترام دوستانم مهدی ایوبی و روزبه آزادی عزیز برای تدوین رسم‌الخط ترانه، هنوز مطلب دندان‌گیری در این خصوص نیافته‌ام. چند روز پیش در شهر کتاب اصفهان به کتابی برخوردم به نام «اصول شکسته‌نویسی» که راهنمای شکستن واژه‌ها در گفت و گوهای داستانی است. این کتاب را «علی صلح‌جو» نوشته که پیش‌تر کتاب بسیار مفید «نکته‌های ویرایش» و چندین مقاله‌ی آموزنده درباره‌ی ترجمه را از او خوانده بودم. تمرکز او در این کتاب، بر شکسته‌نویسی در داستان و نمایشنامه و حد و حدود آن است. احترام به «حافظه بصری» خواننده از کلمات از اصولی است که نویسنده بر آن تاکید زیادی دارد. از سوی دیگر توجه به نحو شکسته و ظرفیت‌هایی که به وجود می‌آورد نیز از دیگر نکات جالب این کتاب است.

گرچه موضوع ترانه، بالذات با داستان و نمایشنامه متفاوت است و نمی‌توان تمام اصول شکسته‌نویسی در داستان را به ترانه تعمیم داد و همچنین اشارات صلح‌جو به رسم‌الخط شکسته‌نویسی در برخی از موارد درباره‌ی ترانه ناکاراست؛ اما مطالعه‌ی این کتاب 62 صفحه‌ای- که نشر مرکز منتشرش کرده- می‌تواند دریچه‌ای تازه به مباحث تئوریک ترانه بگشاید.

پ.ن: در جستجوی درباره‌ی این کتاب به این یادداشت کوتاه «حمیدرضا ابک» رسیدم که به کاربرد مطالب طرح شده در کتاب صلح‌جو در وبلاگ‌نویسی و فیس‌بوک‎نویسی اشاره کرده:

https://www.facebook.com/hamidreza.abak/posts/10151654892238411

 

کارگاه ترانه/ یغما گلرویی/ حسن علیشیری/ تهران تیر 1392

یکشنبه 2 تیر‌ماه سال 1392


برای اطلاعات بیشتر با شماره 09392622649 تماس بگیرید. در صورت عدم پاسخ در اسرع وقت با شما تماس گرفته خواهد شد.

با سپاس

یغما گلرویی

حسن علیشیری

کجا گمت کردم؟!

دوشنبه 7 اسفند‌ماه سال 1391

آلبوم "خاطرات مبهم" با صدای رضا یزدانی و موسیقی "کارن همایونفر" به تازگی منتشر شده است. در این آلبوم "کجا گمت کردم؟!" را با ترانه‌ای از من می‌شنوید:


کجا گمت کردم، تو این شب جاری
هنوز می‌خوابم، هنوز بیداری
هنوز خوش‌بینی به سبزی فردا
کجا گمت کردم، کجای این دنیا
×
ما اهل هم بودیم هم‌شب و هم‌فانوس
کجا گمت کردم، کجای این کابوس
پشت کدوم ابر بارونی پاییز
کجای این هق هق، این گریه ی یکریز

(تمام رویا رو پی تو باید گشت
از خاطره، از اشک، باید به تو برگشت
باید تو رو پرسید از بهت آئینه
از زخمی که بی تو محتاج تسکینه)

شاید که برگردی، شاید که پیداشی
شاید که آغازی در انتها باشی
×
تمام دیروزو پی تو می‌گردم
کجا گمم کردی، کجا گمت کردم؟

* دو بیت داخل پرانتز به دلیل طولانی بودن ترانه اجرا نشده است

چیدمان‌های ادبی کیارستمی یا وقتی جلال‌الدین پیامک می‌زند

یکشنبه 11 تیر‌ماه سال 1391

بارها پیش از این تصمیم گرفته‌ام این وبلاگ متروکه را فعال کنم و نشده و گاهی بین یادداشت‌هایم فاصله‌های چند ساله افتاده! از همین رو قصد دارم هر از گاهی مطالب و یادداشت‌هایی را که برای مطبوعات نوشته‌ام و پیشتر در جاهای دیگر چاپ شده در اینجا منتشر کنم.

×××

این یادداشت در مهر ۱۳۹۰ در مجله "تازه" منتشر شده است

×××

«عباس کیارستمی» هنرمند مهمی است. حتا مخالفینش نیز نمی‌توانند بر این گزاره چشم بپوشند و آثارش را، و تاثیری که این آثار بر دیگران داشته نادیده بگیرند. نگاهی به مجموعه‌ مقالات و کتاب‌هایی که درباره‌ی او در جهان منتشر شده نشان می‌دهد که این تاثیرگذاری محدود به مرزهای ایران نمی‌شود و نگاه او به هنر، به معنای عام کلمه و نه تنها سینما، بارها توسط منتقدان به‌نام مورد بحث و بررسی قرار گرفته. این دانش‌آموخته‌ی رشته‌ی «نقاشی»، فیلم می‌سازد، فیلم‌های همکارانش را تدوین می‌کند، برایشان تیتراژ می‌سازد و طرح پوستر می‌زند؛ نمایشگاه عکس و اینستالیشن برگزار می‌کند؛ به ارائه‌ی «روایتی» تازه از حافظ و سعدی و مولانا می‌پردازد و در «مدرن‌سازی» آثار کلاسیک به نیما می‌رسد که خود پدر نوگرایی در شعر معاصر ا‌ست! پیداست که تمامی این شاخه‌های متفاوت هنری از نظر او تنها ابزارهایی برای خلق و برجسته‌سازی زیبایی‌ و پرداختن به دغدغه‌های شخصی‌‌ایش است. آنچه در کارنامه‌ی هنری او فراوان دیده می‌شود «خطر کردن» ‌است. تجربه‌ی فضاهای جدید و پای نهادن در مسیرهای تازه، تجربه‌هایی که همیشه موفق نبوده‌اند و در میان آن‌ها خام‌دستی‌هایی نیز دیده می‌شود، تجربه‌هایی که هوشمندانه از آن‌ها سود جسته و در آثار بعدی تا حد زیادی جبرانشان نموده. این میزان سرک کشیدن به فضاهای مختلف هنری اغلب از سوی فعالان حرفه‌ای رشته‌های هنری با مخالفت و نقدهای تند و تیز روبرو شده، آنچنان که خود او در مراسم رونمایی کتاب «آتش» در جمع شاعران و اهالی ادبیات می‌گوید که «من با اینکه ۳۰ سال است که عکاسی می‌کنم اما هنوزعکاسان پاسپورت من را امضا نکرده‌اند و به گونه‌ای هنوز به من به دیده تردید نگاه می‌کنند.» و البته حضور و تایید اهالی ادبیات را به نشانه‌ی «امضای پاسپورت شاعری‌اش» می‌داند.

آنچه در پی خواهد آمد نگاهی‌ست به تجربه‌های اخیر او در ادبیات، که از سال 1385 با «حافظ به روایت کیارستمی» آغاز شد و در سال 1390 به «آتش-جزئی از کلیات شمس» انجامید.


برای دیدن ادامه مطلب اینجا را کلیک کنید

از روزمرگی (1)

پنج‌شنبه 23 تیر‌ماه سال 1390
صفر-
در چند سال گذشته بارها تصمیم گرفته‌ام وبلاگ‌نویسی را از سر بگیرم و دغدغه‌هایم را در زمینه‌ی فرهنگ و ادبیات و ... به صورت یادداشت‌های کوتاه وبلاگی بنویسم، اما همیشه یکی دو یادداشت نوشته‌ام و کل ماجرا به فراموشی سپرده شده. بزرگترین دلیلش نیز بی‌شک تنبلی‌ام در نوشتن است وگرنه همیشه می‌شود بین زمان‌های وبگردی و فیس‌بوک‌بازی زمانی را برای نوشتن گذاشت. همین چند هفته پیش بود که به یکی از دوستان ترانه‌سرایم پیشنهاد کردم نوشتن در وبلاگش را از سر بگیرد و بیش از اندازه مقهور لایک‌های طرفدارانش در فیس‌بوک نشود، که همیشه بزرگترین آفت شبکه‌های اجتماعی همین است که آدمی جمع دوستانش را کل جهان فرض می‌کند و آن سایت را، حالا فیس‌بوک باشد یا گوگل‌پلاس یا هر جای دیگر، کل اینترنت. در این میان چند باری هم برای تغییر فضا وبلاگ عوض کرده‌ام اما این کار هم چندان تاثیری بر مرتب‌تر بودنم نداشته. همه‌ی این‌ها را نوشتم تا کمی برای خودم درس عبرتی شود، شاید نوشتن را جدی‌تر گرفتم. علی‌الحساب از نو شروع می‌کنم، تا ببینیم این دفعه چه می‌شود!
1-
چند وقتی‌ است آخر شب‌ها سریال Dexter را می‌بینم. سریالی که مثل دیگر سریال‌هایی که در این چند ساله دیده‌ام از نظر تعلیق و ریتم بی‌نظیر است! قهرمان ماجرا یک قاتل زنجیره‌ای، البته دوست‌داشتنی، است که از قضا متخصص خون‌شناسی در اداره پلیس جنایی میامی است و قربانیانش را- که به باور او از دست عدالت گریخته‌اند- از طریق دسترسی‌اش به پرونده‌های پلیس پیدا می‌کند. هم‌زمان تلویزیون خودمان هم «ساختمان پزشکان» را پخش می‌کند که در آن یک روانشناس بخت‌برگشته با مسائل بیشتر خانوادگی‌اش درگیر است. چند جایی خواندم برخی پزشکان و روانشناسان به این سریال اعتراض کرده‌اند که چرا یک روانشناس را اینگونه تصویر کرده‌اید. یعنی تکرار همان حکایت اعتراض پرستاران به «شوکران» و مازندرانی‌ها به «پایتخت» و ... حالا تصور کنید قرار بود Dexter را در ایران بسازند! احتمالاً در مراحل نگارش فیلمنامه کلیه عوامل به اتهام اهانت به نیروی محترم انتظامی...
2-
رفیق خوب همیشه، یغما گلرویی، قرار است به زودی در موسسه‌ای که من در آن کار می‌کنم  کارگاه ترانه برگزار کند. جزئیات نحوه‌‌ی نام‌نویسی در این کارگاه را می‌توانید اینجا بخوانید.
3-
To be continued...

بابک صحرایی در رادیو ترانه

چهارشنبه 18 اسفند‌ماه سال 1389

 

پنجشنبه ۱۹اسفند ساعت ۱۴:۱۵گفتگوی مرا با «بابک صحرایی» در برنامه‌ی «رادیو ترانه» در ایران‌صدا بشنوید و ببینید!... «رادیو ترانه» برنامه‌‌ای‌ است زنده و گفتگومحور درباره‌ی ترانه و ترانه‌سرایی با اجرای من از رادیو اینترنتی «ایران‌صدا»...برای شنیدن و مشاهده‌ی برنامه در زمان پخش به وب‌سایت www.iranseda.ir مراجعه کنید. 

 

پ.ن:  این برنامه‌ی رادیویی به صورت تصویری نیز قابل مشاهده است.

روزبه بمانی در رادیو ترانه

چهارشنبه 4 اسفند‌ماه سال 1389

 

پنجشنبه ۵ اسفند ساعت ۱۴:۱۵گفتگوی مرا با «روزبه بمانی» در برنامه‌ی «رادیو ترانه» در ایران‌صدا بشنوید و ببینید!... «رادیو ترانه» برنامه‌‌ای‌ است زنده و گفتگومحور درباره‌ی ترانه و ترانه‌سرایی با اجرای من از رادیو اینترنتی «ایران‌صدا»...برای شنیدن و مشاهده‌ی برنامه در زمان پخش به وب‌سایت www.iranseda.ir مراجعه کنید. 

 

پ.ن:  این برنامه‌ی رادیویی به صورت تصویری نیز قابل مشاهده است.

دومین قسمت برنامه‌ی «رادیو ترانه» در «ایران‌صدا»

چهارشنبه 27 بهمن‌ماه سال 1389

 

پنجشنبه ۲۸بهمن ساعت 14 گفتگوی مرا با «رضا یزدانی» در برنامه‌ی «رادیو ترانه» در ایران‌صدا بشنوید و ببینید!... «رادیو ترانه» برنامه‌‌ای‌ است زنده و گفتگومحور درباره‌ی ترانه و ترانه‌سرایی با اجرای من از رادیو اینترنتی «ایران‌صدا»...برای شنیدن و مشاهده‌ی برنامه در زمان پخش به وب‌سایت www.iranseda.ir مراجعه کنید. 

موضوع این برنامه: گفتگو درباره آلبوم‌ها و فعالیت‌های سینمایی رضا یزدانی

 

پ.ن:  این برنامه‌ی رادیویی به صورت تصویری نیز قابل مشاهده است.

نخستین قسمت برنامه‌ی «رادیو ترانه» در «ایران‌صدا»

دوشنبه 18 بهمن‌ماه سال 1389

پنجشنبه 21 بهمن ساعت 14 گفتگوی مرا با «سعید کریمی» در برنامه‌ی «رادیو ترانه» در ایران‌صدا بشنوید و ببینید!... «رادیو ترانه» برنامه‌‌ای‌ است زنده و گفتگومحور درباره‌ی ترانه و ترانه‌سرایی با اجرای من از رادیو اینترنتی «ایران‌صدا»...برای شنیدن و مشاهده‌ی برنامه در زمان پخش به وب‌سایت www.iranseda.ir مراجعه کنید. 

موضوع این برنامه: ترانه‌ها و سرودهای ملی و میهنی 

 

پ.ن:  این برنامه‌ی رادیویی به صورت تصویری نیز قابل مشاهده است.

( تعداد کل: 36 )
   1       2       3       4    >>